دوستی دارم که بسیار محترم است. بسیار خیرخواه و صلحجو. از جمله مردان نیک روزگار است. اهل کتاب و فکر. مسوولیت اجتماعی برای خودش قائل است و یک شهروند واقعیست. آدم اهل قضاوتی نیست. یعنی مدام اصرار دارد که نباید آدمها را قضاوت کرد. همیشه به مسائل و پدیدههای پیرامونش، نگاهی باز دارد و سعی میکند سناریوهای مختلفی را برای بوجودآمدن این پدیدهها ردیف کند. از نظر او حتی گناهکارترین افراد هم حقی داشتهاند برای ارتکاب آن گناه و شاید اگر ماهم جای آنها بودیم همینکار را میکردیم. نظر من اما متفاوت است. من بین آدمهای خطاکارو آدمهای بدذات خطاکار فرق قائلم. همه ما خطا میکنیم اما بعضیها خطا کردنشان غیرارادی نیست. کاملا ارادی است. انسانها – دستکم از نظر من- همه مثل هم نیستند. برخی سادهلوحند، برخی زرنگ. برخی خوشذات و برخی بدذات. کاری به نسبت و کمیت ندارم اما بنظرم برای آدم بدذات نمیشود دل سوزاند. و بدتر از آن، اینکه بگوییم «اگر ما هم جای فلانی بودیم همینکار را میکردیم». اگر مراد ما از «همینکار»، امری مذموم و ناپسندیده است، دیگر اینکه ما آن را انجام میدادیم یا نه محلی از اعراب ندارد. کار بد، کار بد است حتی اگر مرتکبکنندهاش خودمان باشیم.
انسان VS انسان بدذات
آخرین نوشتهها
پادکست فارسی اتاق روشن | کاری از رسول مجیدی
رونالدو تنها قدم زد!در بخش دیدگاه(یادداشتها)، ماجراهای جالب
آخرین بازی رونالدو در جام جهانی به روایت جاناتان ویلسوندر بخش ژورنال(ترجمهها)، ماجراهای جالب
برشی از یک کتاب: قبلا هیچکس مجانی نمیجنگید!در بخش داستان کوتاه، کتاب و ادبیات
بهترین مربی لیگ برتر امسال کیست؟در بخش ژورنال(ترجمهها)، ماجراهای جالب
موضوعاتماجراهای جالب
اولین نفری باشید که نظر می دهد.