من به این جمله خیلی معتقدم که نمیتوانی چیزی را بدست بیاوری مگر وقتی چیزی را از دست بدهی. دنیا دنیای بدهبستان است. ساعتهای زندگیات را به کارفرمایت میدهی و حقوق میگیری. تنبلی را کنار میگذاری و در باشگاه عضله میسازی. بهای موفقیت را باید داد. وقتی قرار است چیزی را بخری، این پرداخت بها خیلی عجیب نیست. پول میدهی و چیزی را میخری. اما خیلی وقتها یادت میرود که مثلا برای موفقیت در حرفهات چه چیزهای مهمتر از پولی را فدا کردهای.
حالا اینها که گفتم چه ربطی به فیلم جدید جورج کلونی دارد؟ واقعیتش دقیقا ماجرا همین است. کلونی در این فیلم یک جورهایی نقش خودش را بازی میکند. نقش یک بازیگر معروف به نام «جیکلی»!
او سوپراستاری معروف است که حسابی از سینما پول درآورده و عالم و آدم میخواهند عکسی در کنارش داشته باشند. اما برای رسیدن به چنین جایگاهی که احتمالا آرزوی خیلیهاست، چیز بزرگی را فدا کرده: خانواده و تمام لحظات شیرین زندگی.
برای او زندگی خلاصه شده در استودیوهای فیلمسازی و دفاتر سینمایی. خیلی خوب نقش بازی میکند اما هیچوقت زندگی نکرده.
فیلم به خوبی این ماجرا را نشان میدهد که چطور و چرا بچههایش از او دوری میکنند. و البته در سکانس پایانی نشان میدهد که او در ازای این غم بزرگ چقدر توانسته دیگر مردمانی که اصلا او را نمیشناسند را خوشحال کند.

این یک دوگانه محض است. تو اگر بخواهی در کارت به موفقیت ویژه برسی باید از خودت و خانوادهات برسی. احتمالا در انتها پشیمان میشوی که چرا خانوادهات را ترجیح ندادی. مساله این است که بیشتر آدمهایی هم که خانواده را ترجیح دادهاند احتمالا در سنین میانسالی و پیری به این فکر میکنند که چرا بیشتر به کار و حرفهشان نچسبیدند تا زندگی پر زرق و برقی را تجربه میکردند. انسان هیچوقت راضی نمیشود!
فیلم جیکلی را نوا بامباک ساخته که دو سال پیش باربی را ساخته بود و البته در سال ۲۰۱۹ اثر تحسینشده «داستان یک ازدواج» را روی پرده برده بود. به غیر از جورج کلونی، آدام سندلر هم در فیلم نقشآفرینی چشمنوازی داشته و ابعاد تازهای به این درام-کمدی داده.
بهطور کلی؛ فیلمی است که حتما تماشایش را به همه پیشنهاد میکنم. روایت خوبی دارد. رنگ و لعاب خوبی دارد. بازیگران خوبی دار. طنز بامزهای دارد. برخی لحظات اشکیات میکند و در عین حال درمورد چیز بسیار مهمی صحبت میکند.




سالهاست که من فقط ژانر کمدی رمانتیک تماشا میکنم.
نمیدانم به خاطر دختر بودنم است یا به خاطر پیدا کردن یک حس خوب میان این همه هیجانهای طاقتفرسای زندگی.
گرچه جوری که شما فیلمها را برایمان خلاصه میکنید، بهخوبی حالوهوایشان را منتقل میکند،
باید بگویم با اینکه این فیلم درام است، از وقتی پیشنهاد شما را برای تماشا خواندم، وسوسه شدم ببینمش.
شاید چون من هم میان این دوگانهی محض گیر افتادهام.
این فیلم هم لحظات خندهداری داره. اتفاقا خندههای جالبی میگیره. فیلم سرخوشیه ولی در عین حال بنطر من نکته عمیقی رو بازگو میکنه. حتما ببینش.