لیورپول علیه انگلیس و انگلیسی

همیشه نوعی حس «متفاوت بودن» در مورد لیورپول وجود داشته. شاید بخاطر موقعیت جغرافیایی‌اش در انگلیس. جغرافیا چیزهای زیادی را توضیح می‌دهد و از آنجایی که لیورپول نزدیک‌ترین شهر به ایرلند است، به شهری مهاجرپذیر تبدیل شد و فرهنگش برای همیشه عوض شد.

در اواخر قرن نوزدهم قحطی در ایرلند بیداد می‌کرد. درواقع اسم آن دوران «بحران سیب‌زمینی» است چون سیب‌زمینی‌ها از بین رفتند و در نتیجه ۱ میلیون نفر جان خود را از دست دادند و یک میلیون نفر مهاجرت کردند. این مهاجرت روی فرهنگ یک شهر، یک تیم فوتبال و کلا ورزش انگلیس تاثیر گذاشت.

بندر لیورپول بعد از بحران سیب‌زمینی در ایرلند، هویتی بسیار ایرلندی پیدا کرد و از آن حس سنتی بریتانیایی فاصله گرفت. چند روز پیش در پادکستی انگلیسی شنیدم که مجری می‌گوید: «به‌عنوان یک لیورپولی، هر وقت از شهر خارج می‌شدم، به‌ویژه در کودکی، به‌وضوح برایم روشن می‌شد که مردم می‌دانستند از کجا آمده‌ام و همیشه برداشت منفی از من داشتند. این باعث می‌شد احساس طردشدن پیدا کنم.»

بخاطر همین است که تیم ملی انگلیس کم در آنفیلد به میدان می‌رود و هروقت هم آنجا بازی می‌کند صدای سوت و هوی بسیاری شنیده می‌شود. مردم لیورپول احساس می‌کنند بسیاری در انگلیس آنها را دوست ندارند. از لهجه‌شان بیزارند و مسخره‌شان می‌کنند. در نتیجه بازی‌های تیم ملی فرصت خوبی برای انتقالم است!

در همان پادکست هر دو مجری که خبرنگار هم بودند یک جمله مشابه را تکرار کردند که برایم عجیب بود: «وقتی تیم ملی انگلیس می‌بازد لذت می‌برم چون می‌دانم کسانی که لیورپول را دوست ندارند، عصبانی می‌شوند و این خیلی بامزه است.»

لیورپول البته شهری چپ‌گرا نیست. بیشتر شهری در تقابل است. داستان‌های جالبی دارد. ماجرای رابطه آنها با پرچم انگلیس و کلی چیز دیگر دارد که از حیث جامعه‌شناسی جالب است. این هفته در پادکست ورزشگاه و در اپیزودی به نام: «لیورپول علیه انگلیس و انگلیسی» داستان و جزییاتش را شرح داده‌ام. در کست‌باکس ورزشگاه بشنوید.

اولین نفری باشید که نظر می دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *