لوئیس انریکه اعتقاد دارد نباید برندگان توپ طلا را خرید، باید آنها را ساخت و بنظر میرسید به معنای واقعی اینکار را کرده باشد.
انریکه با انتقال او به پست مهاجم نوک، دمبلهای جدید تحویل فوتبال داد. او در فصلی که گذشت بیشتر از مجموع پنج فصل قبلی گل زده است؛ مقابل رئال مادرید، لیورپول، بایرن، آرسنال و منچسترسیتی. نقش او در فینال لیگ قهرمانان و نیمهنهایی جام جهانی باشگاهها تعیینکننده بود و البته آقای گل لیگ یک شد.
او همیشه متفاوت بود: انفجاری، کاملاً دوپا، غیرقابل پیشبینی. دلیلی داشت که توماس توخل، مربیاش در بروسیا دورتموند، او را برای چلسی میخواست. دلیلی داشت که بارسلونا ۱۴۵ میلیون یورو برای او خرج کرد. دلیلی داشت که ژاوی هرناندز اصرار داشت او میتواند بهترین بازیکن جهان در پست خود شود و تمدید قرارداد دمبله را اولویت اولش هنگام ورود به نیوکمپ به عنوان مربی قرار داد.
دمبله چهار سال در بارسلونا بود و لحظات درخشانش خیلی کوتاه بود. مصدومیتها همیشگی شده بودند. این احساس که او واقعاً از خودش مراقبت نمیکند اجتنابناپذیر بود. وقتی دو سال بعد جدا شد، خشم به خاطر نحوه جداییاش بود، نه خود جدایی. همه میدانستند استعداد دارد، اما حقیقت این بود که او عمدتاً بیتأثیر بود و کسی برای رفتنش حسرت نخورد.
در بارسلونا، جرارد پیکه شوخی میکرد که گروه واتساپ تیم یادآوری خوبی برای بچهای بود که «همیشه دیر میرسد»، و دشان گفت دمبله باید در مورد وقتشناسی «مراقب» باشد. همه اعتقاد داشتند دمبله تنبل است اما انریکه میدانست اگر عثمان را به بهترین نسخهاش تبدیل کند صاحب یک جواهر میشود. جواهری که به قول خود انریکه: « به من یک شماره ۹ در اروپا نشان دهید که مثل او دروازهبان و مدافعان میانی را پرس کند.»
بله! آن بازیکن تنبل حالا تبدیل شده به بهترین مهاجم پرسکننده. بازیکنی که درگیری ایجاد میکند از آن لذت میبرد و تماشاگر را سرگرم میکند.
مردی که همیشه آخرین نفر بود، همیشه دیر میرسید، حالا نفر اول است. انقدر سریع شده که تا مدافعان بیایند او را رصد کنند، گازش را گرفته و به سمت دروازه حرکت کرده.ناصر الخلیفی چند ماه پیش گفته بود: «اگر او توپ طلا را نبرد، مشکل از توپ طلاست» و حالا بنظر میرسد توپ طلا مشکلی ندارد.




اولین نفری باشید که نظر می دهد.