زندگیمان آنقدر به اینترنت گره خورده که گمانم بلدنیستیم دیگر بدون اینترنت زندگی کنیم. بدون کامنت و لایک. کاش اینجا بودید و برایم چیزی مینوشتید از این روزهایتان….
زندگیمان آنقدر به اینترنت گره خورده که گمانم بلدنیستیم دیگر بدون اینترنت زندگی کنیم. بدون کامنت و لایک. کاش اینجا بودید و برایم چیزی مینوشتید از این روزهایتان….
پیام بلند بالایی نوشتم.
گویا نمیرسد به دستتان
خدا به همه ما رحم کند
خدانگهدار
سلام
الان داشتم با همخانهایم درباره مجریهای ایرانی محبوبم حرف میزدم. حقیقتا شما گزینه اولم نبودید اما در پایان بحث اضافه کردم که: «یه مجری هم الان شبکه ورزش هست که من بدم نمیاد ازش… آدم جالبی به نظر میرسه. قبل از «این داستانا» به طور اتفاقی یه پست ازش تو اینستاگرام دیدم که یه مطلب مفصل درباره فیلم آخر لانتیموس نوشته بود. کنجکاو شدم و پست رو تا آخر خوندم. برام جالب بود که آقای مجری ورزشی (اسم شما از آن روز در خاطرم ماند و تا قبل از آن فقط به چهره میشناختمتان) …خلاصه برام جالب بود که آقای مجری ورزشیِ شبکه ورزش اصلا لانتیموس را میشناسد و میتواند یک متن بلند بالا درباره اثری از او بنویسد.» دوستم گفت: اسمش چیست؟ گفتم رسول مجیدی. گفت: یادم نمیآید کدام بود. داخل یکی از این موتورهای جست و جوی مسخره وطنی اسم شما را سرچ کردم به امید اینکه عکسی از شما با آن چشمهای درشت و غالبا متعجب پیدا بشود که به رفیق همخونه نشان بدهم. اتفاقی مسیرم به اینجا خورد. همین خلاصه. حتما که خیر است.
(پیامی که ارسال نمیشد این بود. امید که سند شود! تا یار که را خواهد و میلش به که باشد)
سلام
ممنون از شما
خوشحالم که برنامه ما رو تماشا میکنید و به سینما هم غلاقه دارید
سلام آقای مجیدی
لطفاً بنویسید
دلمون ( از دل بقیه خبر ندارم البته اما قطعا امثال من که روزانه منتظر نوشته های شما در فضای مجازی بودند زیاداند) برای نوشته هاتون تنگ شده
مائده جان سلام. ممنون از شما. از طرفی دل و دماغ نوشتن نیست. از طرفی نوشتن خودم رو هم آروم میکنه. حالا شروع کردم. فعلا همینجا مینویسم.