آخرین بازی رونالدو در جام جهانی به روایت جاناتان ویلسون

بخشی از نوشته جاناتان ویلسون(نویسنده معروف ورزشی) بعد از حذف پرتغال:

برای کریستیانو رونالدو این پایان کار بود.

در حقیقت، پایان دوران رونالدو حداقل چهار سال است که فرا رسیده است، از زمان بازی مرحله یک هشتم نهایی جام جهانی قطر که او مقابل سوئیس از ترکیب اصلی کنار گذاشته شد و گونسالو راموس، جانشین او، در پیروزی ۶-۱ هت‌تریک کرد. منصفانه نیست که بگوییم او نه با یک غرش بلند، بلکه با یک ناله از تیم ملی خداحافظی کرد، زیرا در حقیقت حتی در این هم نبود. این بی‌اثرترین خداحافظی بود.

بله بازی درباره رونالدو بود. همیشه درباره رونالدو است. حتی وقتی او هیچ کاری نمی‌کند – این روزها، مخصوصاً وقتی هیچ کاری نمی‌کند – همیشه درباره رونالدو است. عملکرد او در کنفرانس مطبوعاتی روز یکشنبه قابل توجه بود. طعنه‌ها، شوخی‌ها، حس تکان‌دهنده‌ای از یک ورزشکار که با اکراه می‌پذیرد به پایان راه رسیده است، و همچنین، گاهی اوقات، سطح فوق‌العاده‌ای از ترحم به حال خود وجود داشت.

این مقایسه واضح، بیش از حد ساده و تا حدی زننده است، اما در عین حال درست است. با افزایش سن لیونل مسی، با شروع ناتوانی بدنش، او باهوش‌تر شده، دویدن خود را تنظیم کرده، در موقعیت‌های غیرمعمول قرار می‌گیرد، مانند یک روح در زمین حرکت می‌کند و تا لحظه‌ای که ناگهان درگیر بازی می‌شود، درگیر بازی نیست. با این حال، رونالدو تا حد زیادی در حرکات خود در مرکز زمین باقی مانده است؛ او به طور مفید یا مؤثر در حاشیه نیست. او دائماً توپ را طلب می‌کند. به نظر می‌رسد هم‌تیمی‌ها احساس می‌کنند که مجبورند به او پاس بدهند. گاهی اوقات او به عرض یا عمق زمین حرکت می‌کند، اما این فقط اوضاع را بدتر می‌کند. بیشترِ بهترین چیزهای پرتغال ، تعویض‌های روان و الگوهای جذاب، زمانی اتفاق می‌افتاد که او درگیر بازی نبود.

ژست‌های آشنایی وجود داشت: گام‌های آهسته و گیج‌کننده که فقط یادآوری می‌کند او قبلاً چقدر خوب بوده، شانه بالا انداختن و التماس کردن به هم‌تیمی‌ها و داوران، اخم کردن و غر زدن به بی‌عدالتی‌های دیدنی دنیا، یک شوت محکم که مستقیماً به سمت اونای سیمون زده شد و یک شوت نصفه‌ونیمه به سمت دروازه پس از اینکه سیمون ضربه سر ژائو فلیکس را دفع کرد.

همچنین پدیده عجیب طرفداران افراطی رونالدو وجود داشت که هر بار قهرمانشان زمین می‌خورد و با ناراحتی به داور نگاه می‌کرد، لامین یامال را هو می‌کردند و از خشم فریاد می‌زدند. او به طور فزاینده‌ای شبیه بچه‌ای می‌شد که توپ مال اوست و باید به او رحم کرد.

اگر رونالدو را کنار بگذاریم، اگر این مفهوم در جام جهانی که کاملاً خود را وقف فرقه شهرت کرده از یاد ببریم، این نبرد دو خط میانی بسیار بااستعداد بود و در بیشتر موارد، اسپانیا از این نظر بهتر عمل کرد.

اولین نفری باشید که نظر می دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *